Home / ۱۳۹۷ / دی

Monthly Archives: دی ۱۳۹۷

رمان ملکه پارتهای ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ نویسنده بهار عباس زاده

رمان ملکه پارتهای 16 و 17 و 18

رمان ملکه پارتهای ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ نویسنده بهار عباس زاده رمان ملکه پارتهای ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ وارد اتاق شدم ، رجینا روی تختش نشسته بود و گریه می کرد . نگاهم به لیندا افتاد که در سکوت گوشه ای ایستاده بود. کنار رجینا نشستم. با چشم …

Read More »

اشعار زیبای آقای نقی زاده از شهر رفسنجان ( ۱ )

نقی زاده

اشعار زیبای آقای نقی زاده از شهر رفسنجان ( ۱ ) نقی زاده چرا دست از سر من بر نمی داری.؟ همیشه با منی در خواب و بیداری.!کویر خسته ای در دست تقدیرم . گذشته روزگار مردم آزاری .شبانه می وزی در دشت رویایم. نمی دانم چه فکری توی سر …

Read More »

رمان ملکه پارتهای ۱۴ و ۱۵ نویسنده بهار عباس زاده

رمان ملکه پارتهای ۱۴ و ۱۵ نویسنده بهار عباس زاده رمان ملکه پارتهای ۱۴ و ۱۵ عد حدودا یک ساعت که داخل زیر زمین بودم ، از پله ها بالا رفتم و آرام در زدم. در باز نشد ، دست هایم را روی در گداشتم تا هُل دهم ، البته …

Read More »

رمان ملکه پارتهای ۱۲ و ۱۳ نویسنده بهار عباس زاده

رمان ملکه پارتهای ۱۲ و ۱۳ نویسنده بهار عباس زاده رمان ملکه پارتهای ۱۲ و ۱۳ به قصر رسیدیم ، ریتا دور دستم پیچیده بود ، تیارا و اریکا رفتند ، تند برگشتم و به دیگو نگاه کردم. اشاره کردم که دنبالم بیاد. به قسمتی از باغ که خلوت تر …

Read More »

رمان ملکه پارت ۱۱ نویسنده بهار عباس زاده

رمان ملکه پارت 11

رمان ملکه پارت ۱۱ نویسنده بهار عباس زاده رمان ملکه پارت ۱۱ تیارا کنار دروشکه ایستاده بود ، سربازی که همراهمان می امد برگشت، دیگو بود! لبخندی روی لبهایم نشست، شرارت از سر و رویش میبارید و معلوم بود به شدت زرنگ هست. تیارا سوار شد ، نگاهی به دیگو …

Read More »