Home / رمان خسته ام / رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت پانزده( معافیت سربازی ( کشف حقیقت ) )

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت پانزده( معافیت سربازی ( کشف حقیقت ) )

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت پانزده( معافیت سربازی ( کشف حقیقت ) )

کشف حقیقت

*حالا خوب گوش کن تو قراره اونا رو بکشونی طرف خودت .

*بعد اینجا دو حالت داره یا اونا تو رو همونجا میکشن یا تو رو یا خودشون میبرن.

+جااااااان؟ میکشن؟

*ترسیدی؟

از روی وحشت خندیدم و گفتم بل ترسیدم.

+چرا میخوان منو بکشن مگه من چیکار کردم؟

*فراموش کردی تو از اونا فیلم برداری کردی.

+مگه شما نگفتین که اونا از این ماجرا خبر ندارن؟

*قراره خبر دار بشن و تو این کارو میکنی.

*تا زمانی که احساس خطر نکنن سراغت نمیان و نمیتینیم اونا رو دستگیر کنیم.

+اگه منو همونجایی که گرفتم کشتن اونوقت چی؟

*ما هواتو داریم نگران نباش.

+باشه قبول میکنم حالا میشه بیشتر توضیح بدین باید چکار کنم.

*ما جای اونا رو بلدیم و میدونیم کجا زندگی میکنن تو میری پیششون و یه جوری خودتو نشون میدی که انگار میخوای از اونا انتقام بگیری.

*باید کاری کنی اونا به این فیلم واکنش نشون بدن و تورو با خودشون ببرن اینجوری میتونیم اونا رو بگیریم.

+خوب چرا الان اونا رو نمیگیرین؟

*یه چیزایی هست که الان نمیتونم بگم فعلا باید این کارو بکنیم الان هم به کمکت نیاز داریم .

*کمکمون میکنی؟

+بله.

*خوبه پس شروع میکنیم.

کشف حقیقت

بعد از اینکه نقشه رو کشیدیم قرار شد دو روز بعد نقشمون رو عملی کنیم.

تو این دو روز حسابی با خودم فکر میکردم که از چه روشی توجه اون آدما رو به خودم جلب کنم که اونا

همونجا منو نکشن.

میدونستم اگه اشتباه کنم میمیرم ، اگه بفهمن از طرف کیا اومدم بازم منو میکشن تا مدرکی دست کسی نیافته.

فقط باید ی جوری به اونا نزدیک بشم و اونا رو طوری بترسونم که بهم آسیب نرسونن و به حرفم گوش بدن.

تنها یه کار میتونستم انجام بدم که اونم کمک گرفتن از دوستای مدرسم هست.

ادامه در قسمت بعدی.

فصل رمان نویسی

About omid

Check Also

کمک

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت یازدهم( معافیت سربازی ( کمک ) )

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت یازدهم( معافیت سربازی ( کمک ) ) کمک …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *