Home / رمان خسته ام / رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت سیزده( معافیت سربازی ( نیروی جدید ) )

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت سیزده( معافیت سربازی ( نیروی جدید ) )

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت سیزده( معافیت سربازی ( نیروی جدید ) )

نیروی جدید

-اونی که قراره بریم پیشش خیلی کارش درسته فردا باهم میریم پیشش.

-الان برو خونه فردا خودم میام دنبالت و میریم پیشش.

+آقا من میترسم میشه منو تا خونمون برسونین میترسم اونا بیرون منتظر من باشن.

-باشه بریم تا خونت تورو میرسونم.

تو راه برگشت به خونه آقای رضایی ازم پرسید اصلا چیشد که وارد این ماجرا شدی؟

تاجایی که من خبر دارم بچه های حسابداری و کامپیوتر خیلی باهم لج هستن و همیشه دعوا دارن با هم.

+نمیدونم آقا فک کنم کنجکاویم باعث شد برا خودم درد سر درست کنم.

-انشاالله این قضیه که به خوبی تموم شد دیگه کنجکاوی کردن رو بزار کنار .

+چشم آقا حتما.

وقتی به خونمون رسیدیم از آقای رضایی پرسیدم حالا میشه بگین قراره پیش کی بریم.

یه لبخند زدو گفت قراره پیش بابای داریوش بریم.

+چی ؟

+اون که اطلاعاتی هست من ازش میترسم .

+اون حرف مارو باور نمیکنه.

-نترس من میدونم چجوری بهش بگم تا حرفمونو باور کنه.

+باشه آقا ولی این کار اشتباهه .

-اشکال نداره من درستش میکنم.

دوست

بعد آقای رضایی از من خداحافظی کرد و منم رفتم تو خونمون.

اون شب خیلی با خودم فکر کردم که بابای داریوش چطور میتونه کمک کنه؟

اگه میخواست کمک کنه حرف منو باور میکرد و اون قاتلها رو میگرفت.

اون هفته من بعد از ظهر بودم و صبح مدرسه نداشتم .

آقای رضایی هم خبر داشت پس اومد دنبالم و با هم رفتیم پیش بابای داریوش .

من تو راه چند بار به آقای رضایی گفتم این کار اشتباهه و ممکنه برای شما هم درد سر درست بشه.

آقای رضایی فقط منو دلداری میداد و میگفت نگران نباش من کارمو بلدم.

وقتی رسیدیم محل کار آقای دانایی (بابای داریوش) خیلی تعجب کردم چون اصلا شبیه یه مکان اطلاعاتی نبود.

محل کارش شبیه یه ساندویچی بود که هیچ ابزار خاصی که بگه اینجا شبیه اداره اطلاعات هست نبود.

با خودم فکر میکردم :

کسی که اونجا صاحب مغازه بود رو یه جا دیده بودم ولی نمیدونستم کجا.

آها یادم اومد اون یکی از افراد آقای دانایی بود که اومده بود مدرسه از بچه ها تحقیق کنه.

ولی اینجا چکار میکرد؟

آقای رضایی بهم گفت بشین یه ساندویچ بخوریم .

+آقا مگه نیومده بودیم آقای دانایی رو ببینیم؟

فصل رمان نویسی

About omid

Check Also

کمک

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت یازدهم( معافیت سربازی ( کمک ) )

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت یازدهم( معافیت سربازی ( کمک ) ) کمک …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *