Home / شعر / اشعار زیبای آقای نقی زاده از شهر رفسنجان ( ۱ )

اشعار زیبای آقای نقی زاده از شهر رفسنجان ( ۱ )

اشعار زیبای آقای نقی زاده از شهر رفسنجان ( ۱ )

نقی زاده

چرا دست از سر من بر نمی داری.؟
همیشه با منی در خواب و بیداری.!کویر خسته ای در دست تقدیرم .
گذشته روزگار مردم آزاری .شبانه می وزی در دشت رویایم.
نمی دانم چه فکری توی سر داری.عبور آرزویم سخت می سوزد.
خرابم می کند آشفته بازاری .تمام هستیم سردرد و بیماراست
برایم بهترین داروی عطاری .غرورت را ستایش می‌کنم اما .
تو در ویرانگی هایت گرفتاری .

بیا با عاشق خود مهربانی کن.
چرا از عاشقت اینگونه بی زاری.

بگیر دنیای من را توی آغوشت .
تو هم مانند من از عشق دیداری.

بیا یک بار دیگر امتحانم کن.
که شاید از سر من دست بر داری.

………………………………………………………………………………………………..

قرارم رفته از دستم ندارم اختیارم را.
دلم هر فصل پاییز و نمی بینم بهارم رامیان دفتر شعرم قلم با سوز می گرید.
تب هر واژه می بیند غبار انتظارم را.قفس هم شور می ریزد میان زخم بیداری
بریده دست بی رحمی تب صبر و قرارم راسرابی می وزد در من میان دشت تنهائی
بیابان در بیابان هم شکسته روزگارم رانه در می خانه می مانم نه از ساقی خبر دارم
فقط پیمانه می داند شکست اقتدارم رااگر از چشم او دورم ولی در خواب می بینم

بهشتی از تب دنیا بهاری از قرارم را.

در آن دنیای بی مانند دوباره شور می ریزد
قرارم باز برگشته . ندارم اختیارم را

برای مشاهده ی اشعار آقای نقی زاده به کلیک کنید.

به کیفیت این دو شعر امتیاز بدهید.

نظر سنجی اول اشعار آقای نقی زاده

 

About omid

Check Also

اشعار زیبا از استاد

اشعار زیبا از استاد نقی زاده از رفسنجان

اشعار زیبا از استاد نقی زاده از رفسنجان اشعار زیبا از استاد   میان سینه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *