Home / رمان خسته ام / رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت دوازده( معافیت سربازی ( شروع دوباره ) )

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت دوازده( معافیت سربازی ( شروع دوباره ) )

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت دوازده( معافیت سربازی ( شروع دوباره ) )

شروع دوباره

وقتی آقای رضایی فهمید دلیلم برای کاری که کردم درست بوده بهم قول داد کمکم میکنه.

اون روز خیلی خوشحال شدم بعد اینکه از خونه ی آقای رضایی خارج شدم یه چهره ی آشنا دیدم که خیلی ترسیدم و دوباره

رفتم تو خونه آقای رضایی.

-چیشده رضا چرا برگشتی؟ چرا رنگت پریده؟

انقد ترسیده بودم که زبونم بند اومده بود و نمیتونستم صحبت کنم.

تنها کاری که کردم این بود که گوشیمو از جیبم بیرون آوردم و فیلم اذیت کردن داریوش رو به

به آقای رضایی نشون دادم.

-باشه باشه من اینو یه بار دیدم حالا بگو چرا ترسیدی؟

فیلم رو نگه داشتم و انگشتمو روی یکی از اون آدمایی که داریوش رو اذیت میکردم بردم و با ترس گفتم الان اینو جلو در خوتون دیدم.

-جدی میگی؟

با حالتی وحشت زده گفتم بله آقا.

-الان میرم دم در همینجا بمون.

+باشه آقا.

شروع دوباره

آقای رضایی با عجله رقت پایین و یه چند دقیقه ای اونجا ایستاد ولی کسی که شبیه آدم تو فیلم باشه رو ندید وقتی اومد بالا ازم پرسید مطمعا هستی درست دیدی؟

+له آقا بخدا راست میگم.

-بجز من دیگه این فیلم رو کیا دیدن؟

+فقط دوستای نزدیکم .

-پس به پلیس نشون ندادی؟ مگه نگفتی رفتی پیش پلیس.

+((((چرا آقا رفتم ولی اونا بهم گفتن دروغ گو.))))

+هیچکی حرفمو باور نکرد.

+تازه اونجا فهمیدم بابای داریوش اطلاعاتی هست و ممکنه کشتن داریوش به باباش هم ربط داشته باشه.

+به همین خاطر فیلم رو نشون ندادم ، با خودم گفتم ممکنه فیلم رو ازم بگیرن.

-جدی میگی؟ ینی بابای داریوش اطلاعاتی هست؟

+بله آقا ، اون روزو یادتون هست یه سری آدم اومدن تو مدرسه دوستای داریوش رو بردن؟

-آره یادمه.

+همشون اطلاعاتی بودن و افراد بابای داریوش بودن.

+اومده بودن برا تحقیقات.

-راستشو بخوای خیلی دوس داشتم بدونم اونا کی بودن.

-باشه پس مجبوریم خودمون یه کاریش بکنیم.

+چه کاری بکنیم ما که نمیتونیم کاری انجام بدیم.

-بگو ببینم چرا از سیستم من برا انتشار فیلم تو شبکه های اجتماعی استفاده کردی؟

+چون سیستم من تحت نظر هست ولی سیستم شما تحت نظر نبود.تازه میدونستم سیستم مدرسه امنیت بالایی داره.

-چجوری متوجه نقشتون شدن ؟

+آخه نقشه رو تو کلاس کشیدیم و اونا هم دوربینهای مدرسه رو میدین و اینجوری متوجه شدن.

-پس تو مدرسه نمیتونیم کاری انجام بدیم فقط میتونیم پیش یه نفر بریم.

+پیش کی آقا؟

ادامه در قسمت بعدی.

فصل رمان نویسی

About omid

Check Also

کمک

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت یازدهم( معافیت سربازی ( کمک ) )

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت یازدهم( معافیت سربازی ( کمک ) ) کمک …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *