Home / نویسنده / بهار عباس زاده / رمان ملکه پارتهای ۴ و ۵ نویسنده بهار عباس زاده

رمان ملکه پارتهای ۴ و ۵ نویسنده بهار عباس زاده

رمان ملکه پارتهای ۴ و ۵ نویسنده بهار عباس زاده

رمان ملکه پارتهای ۴ و ۵

بلاخره بعد گشتن و کتاب خواندن و ساعتی به آرامش رسیدن ، مشعل هارا خاموش کردم ، فانوس را برداشتم و از پله ها بالا رفتم.
در زدم ، تیارا در را باز نکرد ، دوباره در زدم ، دلشوره گرفتم همیشه با اولین در باز می کرد ، خواستم ضربه سوم را بزنم که در باز شد.
نفس آسوده ای کشیدم و تند بیرون رفتم.
به صورت سرخش نگاه کردم و با هیجان گفتم:
_نمیدونی چقدر خوش گذشت!

خشکش زده بود و حرفی نمی زد .
_چت شده تیارا؟

انگار به پشت سرم نگاه میکرد برگشتم ، قسمت شکافته شده دیوار پسر جوانی ایستاده بود .
وحشت زده نگاهش کردم ! دشمن بود !
تند به تیارا نگاه کردم و گفتم:
_برو…

شنلم را گرفتم و راه افتادم ، همراهم نیامد ، همانطور روبه روی پسر ایستاده بود ، بازگشتم ، دستش را کشیدم و همراه خودم کشاندمش…
_چیکار داری میکنی؟

نفس هایم از استرس به شماره افتاده بود و قلبم تند میزد.
وارد قصر شدیم ، باید از این راه به اتاقمان میرفتیم ، بدون اینکه کسی بفهمه از پله ها بالا رفتیم و به اتاق برگشتیم.
نفسی از سر آسودگی کشیدم و تند کنار پنجره رفتم و به دیوار نگاه کردم.
_بابا بفهمه… بیچاره میشیم…

حرفی نزد ، ادامه دادم:
_نمی فهمم اصلا چرا اون تیکه را نمیبندند؟ واقعا چرا باید شکافته باشه؟

تیارا حرفی نمی زد ، با استرس رفتم و روبه رویش نشستم.
_چیزی شد؟

رمان ملکه پارتهای ۴ و ۵

سرش را به معنی نه تکان داد.
_حرف زدید؟

نگاهم کرد و کاری نکرد ، با استرس تکرار کردم:
_حرف زدید؟

فقط نگاهم کرد.
پس حرف زدند…
لبم را به دندان گرفتم و گفتم:
_چی گفتید؟

_شاهزادست…

با وحشت فریاد کشیدم:
_چی ؟ دیوونه شدی؟

_خیلی زیبا بود…

_چی داری میگی تیارا؟

_زیبا بود و دلیر ، به نظرت من اگه باهاش باشم بابا منو ملکه میکنه؟

_تیارا اون پسر دشمن ماست ، اگه بابا بفهمه میکشتت! میفهمی؟ عاشق شدن و ازدواج کردن با اونا ممنوعِ…

_من عاشق نشدم.

_خوبه…

دراز کشیدم.
_ازش خوشم اومد.

با اعصبانیت فریاد کشیدم:
_بهش فکر نکن…

برای دیدن همه ی پارت های این رمان کلیک کنید.

نظر سنجی کیفیت رمان ملکه پارتهای 4 و 5

About omid

Check Also

زیبا ترین اشعار

زیبا ترین اشعار عاشقانه استاد ناصر پورهاشمی

زیبا ترین اشعار عاشقانه استاد ناصر پورهاشمی زیبا ترین اشعار   ابریشمی ست موی تو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *