فصل رمان نویسی

وقت داره تموم میشه تا فرصت داری اثر خودتو ارسال کن

مسابقه ی بهترین رمان نویس یا شاعر!!!!!

اگه دوست داری تو این مسابقه شرکت کنی و ۱۰۰٫۰۰۰ تومان جایزه برنده بشی،

کافیه آثار خودتو برامون ارسال کنی ،

ما آثار شما رو انتشار میدیم و بعد از نظر سنجی بهترین اثر انتخاب میشه ،

جایزه ۲ روز بعد از انتخاب بهترین اثر به برنده تقدیم میشه.

پس به خودتون ایمان داشته باشین و آثار زیباتون رو برامون ارسال کنین.

اگه به خودت ایمان داری و توانایی نوشتن داری اثرتو برامون ارسال کن و ۱۰۰٫۰۰۰ تومان برنده شو

زمان محدود هست پس همین حالا دست به کار شو!!!!!

اشعار زیبای خانوم مه زاد رازی

رمان های زیبا و دلنوشته

کلیپهای زیبا و تاثیر گذار

شعر و داستانهای کودکان

خاطرات احساسی و پند آموز

نویسندگان عزیز فصل رمان نویسی

استاد ناصر پورهاشمی

خانوم بهار عباس زاده

استاد فروزنده

آقای محمد مجتهدی

پربیننده ترین آثار فصل رمان نویسی

معافیت سربازی

خدایا خیلی خسته ام امروز تولد ۲۰ سالیگم هست و کم کم باید برم سربازی .ولی نمیخوام برم.نمیدونم به کی رو بندازم هیچکسی رو ندارم ، آهان فهمیدم محمود میتونه کمکم کنه اون تو نظام هست و میتونه بهم کمک کنه ازخدمت خودمو نجات بدم.فردا حتما میرم پیشش.صبح روز بعد با خوشحالی رفتم پیش محمود خدا کنه بتونه کمکم کنه تا معافیت سربازی بگیرم

کمک

خیلی ناراحت بودم میدونستم اشتباه بزرگی انجام دادم .من اونجا مجبور بودم اون کارو انجام بدم.پس رفتم پیش آقای رضایی تا هر کمکی از دستم بر میاد براش انجام بدم تا دیگه ناراحت نباشه.وقتی رسیدم خونه آقای رضایی زنگ رو زدم گوشی آیفون خونشو برداشت و گفت کیه و تا فهمید منم دیگه حرف نزد و گوشیشو گذاشت.۱ ساعت پشت در بودم و زنگ میزدم.

غریبه

یه ۱۰ دقیقه ای بازی کردیم یهو دیدیم چند تا غریبه وارد مدرسه شدن و مستقیم رفتن پیش مدیر مدرسه.همه تعجب کردیم که اینه کی هستن حتی آقای رضایی هم تو فکر فرو رفت .پس آقای رضایی از ما تشکر کرد که برا بازی دعوتش کردیم بعد رفت سراغ مدیر مدرسه آقای نصرتی .هممون تو فکر این بودیم که این غریبه ها کی بودن یهو اومدن داخل مدرسه.